تبلیغات
وبلاگ تخصصی معماری،اتوکد،فتوشاپ وتردی مکس - معماری پارسی قسمت2
 
درباره وبلاگ


کلی گفتن معماری اینه و معماری اونه ولی ما که نفهمیدیم جز اون چیزی که تو مخمونه....
خلاصه ما موندیم و امروز و فردا و معماری...!!!!!!




مدیر وبلاگ : Zancanaro
نویسندگان
نظرسنجی
وضعیت وبلاگ رو در چه سطحی می بینید؟؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
وبلاگ تخصصی معماری،اتوکد،فتوشاپ وتردی مکس
گفتم ملکاتوراکجاجویم منوزخلعت تو وصف کجا گویم من/گفتاکه مرامجو به عرش و به بهشت نزددل خود که نزد دل پویم من
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

کاخ دروازه :این بنا که در شرق محوطه کاخها و اندکی بیرون از خط دیوار حصاری است که مجموعه کاخی در آن قرار دارند واقع شده است ابعاد آن 36*36 متر است. بنای ستوندار با دو ردیف 4 تایی ستونهای سنگی جزر دیوارها نیز از سنگ ساخته شده است و این بنا چهار مدخل ورودی دارد که دو تا از آنها بزرگتر از دوتای دیگرند. بر روی سطوح مدخل ورودی نقوش برجسته ای از ترکیب انسان و گاو انسان و ماهی وجود دارد و در گاه شمالی آن نقش یک انسان بالدار که بعضی آن را به کوروش بزرگ تعبیر کرده اند . ستونها دارای پایه هایی از سنگ سیاه و زرد شبه مرمر هستند و کف کاخ را با سنگهای بدون شکل هندسی منظم سنگ فرش نموده اند.

 

مجموعه کاخها و باغ شاهی: این مجموعه باغ و کاخ را می توان یکی از قدیمیترین نمونه های موجود از نوع خود محسوب نمود که شامل دو کاخ بار عام و اختصاصی کوروش دو بنای کوشک و مجموعه از آب نماها و خیابان ها است.

 

کاخ بارعام کوروش:این بنا مشتمل بر یک تالار مرکزی و چهار ایوان در چهار جهت و دو اتاق در جناحین ایوان جنوبی است.تالار مرکزی آن از دو ردیف چهار ستونی سنگی تشکیل یافته و چهار ایوان در جهات اربعه آن نیز دارای دو ردیف ستون سنگی است و فاصله ستونها در بخشهای اخیر کمتر از تالار مرکزی است.تالار مرکزی همانند کاخ دروازه دارای چهار مدخل ورودی در چهار جهت است.این بنا نیز از سنگ و خشت ساخته شده و کف آنرا با مهارت کم نظیری سنگ فرش نموده اند.ستونهای بجا مانده نشانگر آن است که بدون تزیین است.

 

کاخ اختصاصی کوروش : از نظر پلان و شکل مانند کاخ بارعام است و عبارتست از یک تالار مرکزی با 5 ردیف 6 تایی ستونهای سنگی و چهار ایوان در جهات اربعه دارد و دو اتاق در گوشه شمال غربی و جنوب غربی .ابعاد آن در حدود 5/22*3 متر و وسعت آن 700 متر مربع است جرز درگاه های این بنا از سنگ زرد شبه مرمر که در نزدیکی پاسارگاد وجود دارد ساخته شده است . ترکیب سمگ سیاه و زرد در پایه ستونها جالب و دیدنی است . شالی پایه ستونها دارای تزیینات قاشقی است در جای دیگر از آن استفاده نشده بوده است.

 

کوشکهای باغ شاهی:در میان مجموعه باغها و کاخهای شاهی پاسارگاد دو بنای زیبا قرار دارد که هر کدام از آنها دارای یک سالن مرکزی است که چهار ایوان در چهار جهت دارد . ایوانهای شمالی جنوبی کوشک A دارای چهار ستون در هر ردیف هستند و ایوانهای شرقی و غربی به خاطر کم عرض بودن دارای یک ردیف ستون.کوشکBدر ایوانهای شرقی و غربی چهار ستون در یک ردیف و در ایوانهای شمالی و جنوبی یک ستون دارد.این امر تنوع در معماری دو بنای کوچک را تا چه حد آشکار می سازد . این بناها در حقیقت راه ارتباطی به کاخهای اختصاصی و بارعام کوروش بوده اند.

 

باغ پاسارگاد:مجموعه ای است زیبا ومنسجم که کاخها و کوشکهای متعددی را در خود جای داده است.این باغ را می توان یکی از زیباترین باغهای جهان دانست . زیبایی و شهرت باغهایی از این نوع بوده که واژه پردیس /فردیس/فردوس (باغ) فارسی را به چند زبان بزرگ و معروف جهان(عربی/انگلیسی/فرانسه/ایتالیایی/آلمانی..) نفوذ داده است و این امر نشانگر قدمت باغ سازی در ایران است که باغ سازی در دوره صفویه نیز متاثر از این دوره است.

 

مقبره کمبوجیه(زندان سلیمان):مقبره کمبوجیه بنای سنگی مکعب مستطیل شکلی است که از سنگهای سفید بزرگ تراشیده شده است و متاستفانه یکی از دیوارهای چهارگانه و سقف آن سالم مانده است.و از هر نظر قابل مقایسه با بنای کعبه زردشت نقش رستم در مرودشت است . البته به طور قطع قدیمی تر از بنای فوق الذکر (کعبه زردشت) است.

 

پل پاسارگاد:از دیگر آثار پاسارگاد می توان به پلی بجای مانده از این دوره اشاره کرد . این پل دارای دو دیوار است با عرضی حدود65/15 متر و طولی در همین حدود وسیع و بزرگ به نظر می رسد.سه ردیف سه تایی ستون سنگی در فاصله دو دیوار آن قرار دارد. ستونها استوانه ای شکل هستند و بر روی پایه مکعبی قرار گرفته اند.بدنه ستونها کاملا صیقل یافته و فاقد سرستون هستند.

 

شوش:داریوش هخامنشی پس از آنکه بر شورشیان مخالف سلطنت پیروز شد و آرامش را دوباره به کشور بازگرداند با توجه به قلمرو وسیع هخامنشی که از نیل تا سند بود تصمیم گرفت شوش کهن را که تقریبا در مرکز امپراطوری واقع شده بود به پایتختی انتخاب کند. بی شک در این انتخاب شکوه و عظمت دیرینه شوش پایتخت فرمانروایان ایلامی مورد نظر بوده است از سوی دیگر چون پاسارگاد پایتخت کوروش و کمبوجیه بوده است او نخواسته آن شهر را مرکز فرمانروایی خود سازد و از این رو شوش را مرکز حکومت خود برگزید.داریوش فرمان داد تا کاخی با شکوه آنچنان که در خور فرمانروایی وی باشد در شوش برپا دارند لذا معماران با توجه به جمیع مسائل تپه آپادانا را با این منظور انتخاب کردند کاخ اصلی داریوش روی این تپه بنا شد و اقامتگاه درباریان و تاسیسات دولتی بر روی دو تپه ((ارک))و((شهر شاهی)) ایجاد شد.

 

آپادانا: آپادانا کاخی است مرتفع و پهناور که از بخشهای مختلفی تشکیل یافته است.این واحدها شامل تالار حرمسرا دروازه کاخ پذیرایی و دیگر بخشها است.در آغاز معماران زمان هخامنشی گرداگرد تپه را دیواری قطور با ارتفاعی حدود 20 متر و قطری به همین اندازه برپا کردند و پشت آنرا با خاک پرکردند . بر روی این تختگاه ابتدایی پی بناها کنده شد سپس دیوارها برپا گردید و ستونها در جای خود استوار گشت.

 

در این زمینه کتیبه ای از داریوش بر جای مانده است که خود گویای بسیاری از مسائل معماری این بنای بزرگ و با شکوه است داریوش در این کتیبه چنین نوشته است:

 

 

 

((این کاخ را من ساختم – زیور آن از راه دور آورده شد زمین کنده شد تا اینکه به خاک سفت (کف سنگی) رسیدم و خندقی درست شد.سپس قلوه سنگ و شقته در آن انباشته شد در طرفی به بلندی 40 ارش و سوی دیگری تا حدود 20 ارش روی آن شفته کاخ بنا گردید. کند وکوب و انباشتن و خشتهایی که در قالب زده شده کار مردم بابل بوده الوارکاج از کوهی آورده شد که آنرا لبنان گویند.مردم آشور آنرا به بابل و مردم کارکه و یونانیان آنرا از بابل به شوش آوردند. چوب یکا از گاندهارا و کرمانا آورده شد. زرا از سارد و بلخ آمد و در اینجا بر  روی آن کار شد . سنگ لاجورد گران قیمت و عقیق شنگرفی را از سغد آوردند و فیروزه را از خوارزم . سیم و آبنوس از مصر آمد. تزئینی که دیوارها با آن زیور یافته از یونان عاج از اتیوپی و از هند و از رخج آورده شد ولی در اینجا روی آنها کار شده سنگهایی که در اینجا به صورت ستون در آمده سنگ آنرا از شهری در ایلام بنام ((آبی رادو)) آوردند. سنگ بران و سنگ تراشان که آنها را ساختند از مردم سارد و یونان بودند . آنهایی که طلاها را به کار گرفتند مادی و مصری بودند . منبت کاران ساردی و مصری بودند . آنان که از عاج خاتم می ساختند بابلی و یونانی بودند . آنها که به تزئین دیوار پرداختند مادی و مصری بودند. به یاری اهورامزدا کاخی با شکوه در شوش بنا نهادم . اهورامزدا مرا و پدرم و کشورم را از هر آسیبی نگهدارد.))

 

متن کتیبه آنچنان گویا و قابل توجه است که همانند قرارداد پیمان کار ساختمانی است که احتمالا یک راهنمای درستی در فنون ساختمانی بناهای شبیه به آن در تخت جمشید و سایر امکنه هخامنشی به شمار می رفته اکنون از آن اطلاعات و تجربه های فنی  قابل ملاحظه ای آشکار می شود. و علاوه بر اینها چند نکته اساسی و مهم در این کتیبه نهفته است

 

1-   چون در طرح بنا ساخت دیوارهای بلند در نظر بوده لذا معماری زمین را تا خاک بکر حفر کرده تا ساختمان میتحکمی داشته است

 

2-      چون تپه طبیعی است در نتیجه پی سازی بستگی به فراز و نشیب تپه داشته است

 

3-   چون ستونهایی یا اندازه و وزن زیاد در بنا طرح ریزی شده بود پی سازی می باید از استحکام کافی برخوردار باشد. به همین دلیل محلهایی که لازم بود با سنگ و شن پر کرده و کوفته اند. سپس دیوارها و ستونها را بر پا داشته اند. نتایج کاوشها روشهای مورد بحث در کتیبه را تایید می کند.

 

دیوارهای کاخ عموما از خشت و گل ساخته شده که مصالحی مناسب برای دشت خوزستان است. روی دیوارها را با گچ و یا نقاشی دیواری تزئین کرده بودند . البته دیوارهای ایوان سمت حیاط مرکزی با آجر لعاب دار پوشانیده شده بود . که بر روی آن نقوش مختلف از جمله ردیف سربازان جاویدان نقش شیر جانوران افسانه ای همچون گاو یا شیر بالدار دال شیر با سر انسان نقش فروهر کتیبه های به خط میخی و غیره تزئین شده بود . علاوه بر  این نقوش گل نیلوفر آبی (لوتوس) در همه جای این تزئینات جایگاه ویژه ای دارد . در طرفین پله های کاخ نیز ردیف سربازان جاویدان مشاهده می شود.

 

بخشی از آپادانا در زمان اردشیر اول (پس از سال 461 ق.م) دچار آتش سوزی شد و پس از آن قابل سکونت نبود . در زمان داریوش دوم اقدامی درباره این کاخ صورت نگرفت ولی در زمان اردشیر دوم بازسازی شد.

 

کاخ شائور:در سمت غربی رودخانه شائور در سالهای اخیر کاخی کشف شد که سبب همجواری با این رودخانه امروزه به همین نام مشهور است. این کاخ دارای تالاری به اندازه های 60/34*7/37 متر و تاسیسات جنبی است . تالار ستوندار دارای 64 ستون در 8 ردیف 8 تایی است.در سمت شمالی ایوانی است که دو ردیف ستون 5 تایی دارد.پایه ستونها از سنگ بوده و دیوارها هم چون آپادانا از خشت است.در اینجا دیوارها با رنگهای گوناگون رنگ آمیزی شده اند و در برخی اتاقها نشانه های گچکاری نیز دیده می شود.در کاخ مزبور تعدادی نقش برجسته و آجرهای لعابدار یافت شده که حاکی از کاربرد و استفاده آنها در تزئینات کاخ است . و نقش برجسته ها با نقوش برجسته سنگی تخت جمشید قابل مقایسه است . پایه ستونهای کاخ سنگی است.و لیکن به احتمال فراوان ستونها چوبی بوده و روی آن را با گچ پوشانیده و نقاشی کرده اندو بر روی چند تا از پایه ستونها کتیبه هایی که به سه خط ایلامی بابلی و فارسی باستان است وجود دارد.

 

ارگ و شهر شاهی:بطوری که اشاره شد داریوش کاخ آپادانا را بر روی یک تپه بنا کرد . ولی تاسیسات درباری و مساکن درباریان را بر روی دو تپه دیگر بنا نهاد. بر همین اساس دیواری عظیم بر گرداگرد شهر (تپه های سه گانه)ساختند که در فواصل معین در آنها برجهایی نیز تعبیه شده بود . در نقاط مختلف درهای ورودی و خروجی چندی نیز کار گذاشته بود . در اصلی در ضلع شرقی و در بخش تپه شهر شاهی ایجاد شده بود. که دارای اطاقهای چندی در اطراف دروازه بوده است.از آثار شهر شاهی دو کاخ کوچککه یکی روبروی آپادانا و بنام ((هدیش))و دیگری ((دژ)) که در جنوب تپه قرار دارد مورد بررسی و کاوش قرار گرفته اند.

 

معبد آپادانا در شوش: در چهار کیلومتری شمال شرق شوش بنای کوچکی از دوره هخامنشی کاوش و بررسی شد که آنرا معبد آپادانا   نامیده اند این ساختمان بنایی است حدود 30 متر عرض و 45 متر طول دارد و از نقشه ای بسیار زیبا برخوردار است . در جلو یک تالار ستوندار با چهار ستون و در پشت آن تالار دیگری برای اجرای مراسم در اطراف این تالار اتاقها و راهروهایی نیز ساخته شده است . این بنا احتمالا در زمان اردشیر دوم ساخته شده باشد. و آندره گدار معتقد است که محل اصلی آتش است . که دیوارآن آنرا از هرگونه پلیدی یا بی حرمتی حفظ می کرده است . جلوخان سرپوشیده ستوندار آن که در جلو واقع شده با دو محراب محل موعظه وعبادت آتشکده بود و واعظین در بالای پلکان می ایستادند و حضار در حیاط جمع می شده اند.

 

ازشوش دوره هخامنشی امروزه چیزی جز ویرانه ای  باقی نمانده است که بارها مصالح و اشیاء آن به غارت و یغما رفته است. به هر حال آنچه از معماری با عظمت و شکوهمند کاخهای شوش باقی مانده نشانه نبوغ و ابداع هنرمند ایرانی است که هر زایش هنر و معماری ایرانی سهمی ارزنده داشته است.

 

تخت جمشید : این مجموعه ساختمانی در مرودشت و در 45 کیلومتری شهر شیراز واقع شده است. بر کوهی خشن بنام کوه رحمت تکیه داده و مشرف است بر دشت پهناور و حاصلخیزی که اطراف آنرا کوهها حلقه وار فرا گرفته اند.

 

با توجه با اسناد و مدارک موجود طرح ساختمانی این بنا احتمالا به دستور داریوش و معمارانش ترتیب داده شده و بی گمان نقشه کلی تخت جمشید از پیش طرح ریزی شده است. سیستم کانال کشی و آبرسانی و مجاری فاضلاب که در سطوح مختلف متناسب با کاربرد دقیق آنها قبلا در سنگ کوه کنده شده دلیلی است بر این مدعا . صفه ای گسترده و وسیع به ابعاد 457*274 متر که بخشی از کوه را تسطیح نموده و قسمتهای ناصاف آن هموار و گودیهای آن پر شده اند . اطراف این صفه را برج و بارویی از تخته سنگهای بزرگ که هم پشت بند صفه است و هم جنبه دفاعی داشته است.بلندی این دیوار به تفاوت از حدود 12 تا 18 متر است . ابعاد سنگهایی که در این دیوار طویل بکار رفته گاهی به 15 متر و وزن 30 تن می رسد . این سنگها را بدون ملات بر روی هم سوار کرده و با بستهای آهنین به هم پیوند داده اند اتصال سنگها چنان با مهارت انجام گرفته که در پاره ای موارد درز میان آنها دیده نمی شود . بر روی این دیوار سنگی دیواری دیگر از خشت خام وجود داشته که لااقل قسمتی از آنرا با کاشیهای رنگین (قهوه ای زرد و سبز آبی ) مانند آنچه در شوش به کار رفته بود نماسازی کرده بودند.

 

نحوه دسترسی به صفه یکی از بدیع ترین و جالب ترین قسمت هاست. پلکانی با عظمت و دو جانبه که پهنای آن 60/6 متر است به نحوی که در آغاز از هم جدا گشته اند و پس از طی مسافتی دوباره به هم می رسند. این پله ها به جای اینکه از تخته سنگهای متعدد با هم ترکیب شده باشند از یک قطعه سنگ عظیم الجثه حجاری و ساخته شده اند و حتی گاهی قسمتی از دیوار سنگی را نیز شامل می شده است . از دیدگاه معماری جدید ممکن است این شیوه کار غیر منطقی به نظر می آید ولیکن به واقع نمی توان تصور نمود سازندگانی که چنان ستونهای بلند را با سر ستونهای چند تنی شان بر افراشته اند از مهارت و استادی بی بهره بوده اند . این کار را می توان اینگونه توجیه کرد نخست اینکه چنین ترکیبی بیشتر از واحدهای جدا از هم به بنا استحکام می بخشید دوم آنکه سازندگان ساختمان را به عنوان تجمع مکانیکی در نظر نداشته بلکه آنرا یک واحد حجاری تمام میدانسته تند . این روش که عبارت بود از تراش یکپارچه واحد ساختمانی نه ترکیب عوامل گوناگون : در احداث قاب درها و پنجره ها نیز بکار رفته است چه غالبا این عناصر را از سنگی یکپارچه حجاری کرده اند . برخی معتقدند که این راه پله بزرگ و شکوهمند با یک شیب تدریجی که مناسب سوارکاران است به سطح می رسد و بلافاصله به یک عمارت باشکوه که بنایی جز دروازه تمام ملتها نیست منتهی می شود.

 

دروازه ملل(دروازه خشایار شا) با تندیسهای عظیم گاو بالدار با سر انسان (لاماسوا/اسفنکس) ترکیب یافته که به نوعی  نگهبانان این عمارت و مجموعه اند و مانع ورود اهریمنی . این بنای با شکوه و منفرد که به شکل یک کوشک است سنگ نبشته ای از خشایارشا را در بردارد با این مضمون((این دروازه همه ملتهاست)) این اعلامیه بدان معناست که همه ملتها از این جا به سوی قلمرو نیروهای روحانی  عبور می کرده اند . بی تردید از میان این بنای منفرد آدمی داخل جهانی پر از شکوه خیره کننده می شده است.

 

از نظر موقعیت ((این دروازه بزرگ خشایارشا)) روی محور مربوط به ((تالار تخت)) قرار داشته نه روی محور آپادانا . این مطلب را کتیبه فوق الذکر و تزیین ((تالار تخت )) و بازشناختن تشریفات که بناهای مزبور را به هم ارتباط می دهد تایید می کند.

 

بخش شمالی صفه تخت جمشید از دو بخش مستقل تشکیل شده است.قسمت اول شامل ((تالار تخت)) و دو ((دروازه  بزرگ)) یعنی دروازه خشایارشا و دروازه ناتمام است که واردین را به طرف ((تالار تخت)) راهنمایی می کند که در آنجا نمایندگان ملتها اجتماع می کرده اند . در اینجا مانند سایر کاخها فراز درگاهها را با گیلوئیهایی با شیار مقععر(قاشقی) تزئین نموده اند . روی سطح داخلی دو جرز هر مدخل نقش برجسته های شبیه به هم حجاری شده است که هر یک بیانگر رویدادی تاریخی است. قسمت دوم به ((آپادانا)) محدود می شود که مربوط به روابط میان پادشاه و بزرگان کشور خصوصا ((پارسی ها))و((مادیها)) بوده است.

 

شایان ذکر است که این صفه عظیم و باشکوه به صورت سکوهایی مختلف السطوح ایجاد شده است. بطوریکه هر ساختمان بر روی سکوی ویژه خود بنا گردیده است به وسیله پله های جداگانه قابل دسترسی است . فضاهای خالی میان بناها حیاطهایی را تشکیل میداده که هر یک باغچه های مخصوص به خود داشته است. مشرف به همه بناهای صفحه تخت جمشید آپادانای خشایارشا است.طول هر یک از اضلاع آن از طرف بیرون 75 مار و هر ضلع اتاق مرکزی آن 5/58 متر است. با سی و شش ستون سنگی مرتفع باریک که ظرافتی خاص دارند . بدون هیچگونه انحناء و هر چه به طرف بالا می روند از قطر آنها کاسته می شود و بار سقف بنا بر دوش آنهاست.قطر هر ستون 10/2 متر و بلندی آن 18 متر بوده است. هر ستون دارای 48 یا 36 شیار قاشقی است . بر فراز ستونها سر ستونهایی نیز به اشکال شیر و جانوران خیالی با بینی عقاب حجاری شده اند که گویا مورد پسند واقع نشده و نیمه کاره آنها را کنار گذاشته اند . سر ستونها به بلندی سه متر و به شکل دو گاو پشت به هم داده اند که با رنگهای گوناگون زنده رنگ آمیزی شده بوده اند.

 

کاخ اختصاصی داریوش که پذیرایی اشخاص در آن صورت می گرفته در ضلع غربی صفه قرار دارد . این بنا نیز دارای ستونهای مرتفع بوده است . روی پله های کاخ نقش خدمتگذارانی دیده می شود که ظروف خوراکی در دست دارند و بره ها را برای کباب کردن می بردند. به احتمال فراوان در زمان خشایارشا گنجایش این کاخ اندک بوده است که کاخ دیگری در مجاورت آن ساخته شده است. نقش دیوارهای پلکان کاخ جدید (کاخ سه دروازه) نشان می دهد که برای پذیرایی-آن هم از نوع بزرگ- برپا گردیده است . یعنی پادشاه در آنجا بار می داده و از میهمانان انبوه خود در جشنهای رسمی پذیرایی می کرده است . در آنسوی کاخ داریوش کاخهای خشایارشا و اردشیر  و قصرهای کوچکتر و کم اهمیت و بناهای اداری و ... قرار دارند.

 

اگر بخواهیم مجموعه بناهای تخت جمشید را فقط نام ببریم عبارت خواهند بود از :

 

1-      پلکان بزرگ

 

2-      دروازه بزرگ خشایارشا معروف به دروازه تمام ملتها

 

3-      راهی که مدعوین از آن می گذشتند

 

4-      پلکان شمالی کاخ آپادانا

 

5-      کاخ آپادانا

 

6-      پلکان شرقی آپادانا

 

7-      کاخ سه دروازه

 

8-      کاخ اختصاصی داریوش

 

9-      کاخ خشایارشاه مربوط به پذیرایی رسمی

 

10-تالار صدستون مربوط به پذیرایی های رسمی

11-تالار 99 ستونی (قسمت مرکزی خزانه) تالار تخت موقتی که به دستور داریوش ساخته شد.

12-انبارهای خزانه شاهی

13-نمای جنوبی سکو که به طرف دشت است.

 

معماری اسلامی در جهان اسلام به نسبت آب و هوا، فرهنگ و علاقه به سبکهای هندسی و آرابسک، ایده های هنرمندان و معماران هر منطقه با یکدیگر تفاوت دارد؛ اما در میان عمارتهایی که دارای معماری اسلامی هستند مسجد حائز اهمیت بسیاری است؛ چرا که در سراسر جهان اسلام مسجد مرکز زندگی دینی و مکان سجده و تسلیم است.به گزارش خبرنگار گروه دین و اندیشه "مهر"، معماری اسلامی بخشی از هنر معماری است که به عنوان یک پدیده اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و دینی از دین اسلام نشأت گرفته است . بنابراین این واژه دربرگیرنده ساختمانهای دینی و غیر دینی، تاریخی و مدرن و تمام مکانهایی که است در زیر مجموعه سطوح متنوع تأثیر اسلامی قرار می گیرند.

معماری اسلامی براساس وقایع نگاری، جغرافیایی و سنخ شناسی ساختمان طبقه بندی می شود.

گنبدها و مناره های بزرگ، محوطه های بیرونی وسیع که اغلب با سالن عبادت مرکزی همراه است؛ استفاده از ایوان میان بخشهای گوناگون؛ استفاده از اشکال هندسی و نقش و نگارها به سبک آرابسک، استفاده شدید از خطاطی زینتی عربی، استفاده قرینه سازی، فواره، محراب داخل مساجد رو به سمت مکه، استفاده از رنگهای روشن، تمرکز بر نمای داخلی ساختمان تا نمای خارجی آن از عناصر شناسایی معماری اسلامی در میان دیگر سبکهای معماری محسوب می شود.

معماری اسلامی دارای مفاهیم متعدد و گسترده ای است. مفهوم قدرت بیکران الله با تم های تکرای همراه است که اشاره به عدم محدودیت قدرت پروردگار دارد. اشکال انسان و حیوان کمتر در معماری اسلامی دیده می شود و شاخ و برگ درختان از طرحهایی هستند که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند و نشانده مفاهیم خاصی هستند. در معماری اسلامی از خوشنویسی آیات قرآن در داخل ساختمان به منظور زیبایی و اعتبار مورد استفاده قرار می گیرد. معماری اسلامی را معماری مستور نیز می نامید و این امر به دلیل زیبایی نهفته در فضاهای باز و اتاقها است که از نمای خارجی به چشم نمی خورد و سرانجام استفاده از مناره و گنبدهای بزرگ نشانده قدرت است.

سبک معماری اسلامی مدت کوتاهی پس از رحلت رسول اکرم(ص) شکل گرفت. در دوران آغازین شکل گیری این هنر از سبکهای رومی، مصری، ایرانی/ ساسانی و بیزانسی تأثیرگرفت.

 

 

یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیرمتقابل رنگ ها است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند هر رنگ نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد.هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد دیداری مستقلا تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و پرمایگیفام ، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ، رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند . فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند . فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد- نارنجی( پرتقالی) ، نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز (فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ ، نشان می دهند .

در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند .مادامیکه این رنگها با رنگهای خالص سفید و سیاه ترکیب شوندایجاد بیشماری از رنگها و سایه های مختلف مینمایند

درخشندگی، دومین صفت رنگ است و درجه ی نسبی تیرگی و روشنی آن را مشخص می کند(غالبا ً نقاشان اصطلاح رنگسایه را نیز در همین معنا به کار می برند) . معمولا ً درخشندگی رنگ های فام دار را در قیاس با رنگ های بیفام می سنجند . در چرخه ی رنگ ، زرد بیشترین درخشندگی (معادل خاکستری روشن نزدیک به سفید) و بنفش کمترین درخشندگی ( معادل خاکستری تیره ی نزدیک به سیاه) را دارد .

پرمایگی (اشباع)، سومین صفت رنگ است و میزان خلوص فام آن را مشخص می کند ( گاه واژه ی شدت را در این مورد به کار می برند ) . فام های چرخه ی رنگ صد در صد خالص اند ولی در طبیعت به ندرت می توان فام خالصی یافت . همچنین ، کمتر رنگیزه ای حد اشباع فام مربوطه در چرخه ی رنگ را داراست .

رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.

دیوارها و پیش زمینه های روشن رنگ های سرد ، مختصر کاهش در دمای بدن نگرنده ایجاد می کنند و رنگ های گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند . به لحاظ بصری ، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند.

پنجره ها و مبلمان با زمینه رنگ و سایز متوسط در مبلمان و پنجره هائی با سایز بزرگ شاهد آن خواهیم شد که رنگ انها با یکدیگر مخلوط خواهد شد و از لحاظ تأثیر گذاری بر محیط غالب خواهند شد ثبات از بین خواهد رفت و تلویحاً نوعی تکان بصری ایجاد خواهد نمود.با مبلمان وپنجره های متوسط و با رنگی متعادل و متوسط خواهیم توانست ترکیب بندی با ثبات داشته باشیم. هر ترکیب بندی را میتوان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با نظم مبلمان و میزان نور ، آنها را از دل سایر عناصر تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیاء مزاحم، صحنه ها را مخدوش میکنند و همچنین،بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی، بسیار سطحی است.

ملحقات تیره از این رو چشمان شما به سمت رنگ تیره تر کشیده میشوند و شما در روشی قادر خواهید بود ملحقات واثاثیه ها را نظم دهید تا هادی دید وکیفیت بصری روان باشند .

رنگ زندگی است زیرا جهان بدون رنگ برایمان مرده جلوه میکند,رنگها ایده آغازین وثمره نور اصلی بدون رنگ هستند و مقابل آنها تاریکی بدون رنگ است.نور اولین پدیده در جهان است از طریق رنگها روح و طبیعت زنده جهان را برایمان آشکار میسازد.

همچنین کلمه و آوای آن,شکل و رنگ اش,رگه های اصلی از ذات فوق طبیعی است که ما تصویری اندک از آن داریم.همانطور که صدا,رنگ , جلا به لفظ می بخشد,همینطور هم رنگ بطور طبیعی به فرم شکل خاصی میدهد.ماهیت اصلی رنگ طنینی از تصورات خیالی است و در این حالت رنگ موسیقی است.زمانی که اندیشه مفهوم, قاعده مندی,لمس رنگ و طلسم آن,شکسته است انگاه در دستان خود جز جسم بی روح چیز دیگری نداریم.

رنگ های نارنجی و آبی,رنگ های مکمل هستند و مخلوط این رنگها,رنگ خاکستری بوجود می آورد.وقتی ناظر در این مکان قرار میگیرد,نورهای متفاوتی دریافت خواهد کرد که این نورها متناوباً با نارنجی و آبی است و دیوارها این رنگها را با زوایای دائماً متغیرانعکاس میدهد.این تاثیر متقابل احساسی از غنای رنگ به انسان می بخشد.

رنگها نیروها و انرژی های درخشنده ای هستند که چه آگاه و چه ناخود آگاه روی ما اثر مثبت و منفی خواهند داشت.هنرمندانی که شیشه های رنگین خلق می کنند از رنگ برای خلق چنان محیطی معنوی و اسرار آمیز استفاده میکردند که اندیشه های پرستش کنندگان را بر دوش شاهین معنویت به پرواز درمی آورند.اثرات رنگ نه تنها از لحاظ بصری بلکه از جنبه های روان شناسی و روان شناختی نیز باید بررسی شوند.

سطوح رنگ باید شکل,وسعت و حدود خود را از خود رنگ و نوسان شدت آن (رنگ)کسب کند نه اینکه با خطوط از پیش معین شده باشد.

همچنین,شکل ها نیز دارای خصوصیت گویا ومعنی دار نظام زیباشناختی خود هستند.در طراحی,این کیفیت های معنی دار شکل و رنگ می بایست با یکدیگر مطابقت داده شوند.

یعنی شکل و رنگ در معنی دار بودن و مفهوم خود یکدیگر را تایید و اثبات نمایند.سه شکل اصلی مربع,مثلث و دایره نیز مانند سه رنگ اصلی قرمز,زرد و آبی دارای خصوصیات مفهومی و بیانی مشخص هستند.

مربع,نمایانگر ماده,وزن و حدود مشخص است وحسی از کشش و امتداد و تجربه حرکت را القاء میکند.مربع با رنگ قرمز منطبق است و وزن حجم قرمز با شکل سنگین و ساکن مربع مطابقت دارد.

مثلث با زوایای حاد و تند,تاثیر ستیزه جویی,پرخاش و تهاجم را ایجاد میکند.مثلث سمبل تفکر است و حالت وخصوصیت بی وزن آن با زرد روشن هماهنگی دارد.

دایره بر عکس مربع,احساسات را ملایم و معتدل میکندو حس آرامش و حرکت آرام و آهسته را القاء مینماید.دایره سمبل روح است که در درون خود همواره در حال حرکت است.

تطابق و تناسب هر رنگ با شکل مربوط به خود مستلزم همانندی و توازن است.اگر رنگها و شکل ها در 

معماری زیبای سقف، ترکیبی از گچبری و کاشی کاری ایرانی، مکان، حمام فین کاشان

 

باغ و حمام فین در شهر کاشان، معماری ایرانی

 

معماری ایرانی سنتی، باغ و حمام فین شهر کاشان. ایران Kashan, Fin

 

باغ و حمام فین در شهر کاشان

 محل شهادت میرزا تقی خان امیرکبیر در حمام فین کاشان

 معماری ایرانی اسلامی. سنتی. حمام فین در شهر کاشان. عکس: مصطفی معراجی

 معماری ایرانی. حمام فین در شهر کاشان

 ایران. کاشان. باغ و حمام فین. معماری ایرانی

 

,تاثیرات آن نزدیک به دویست سال از اثبات مشهد مادر سلیمان به عنوان آرامگاه کوروش و دشت مرغاب به عنوان پاسارگاد قدیم می گذرد و در این مدت نیز درباره صورت و معنی پاسارگاد سخنان بسیاری عنوان شده است. نخستین کسی که اظهار نظر کرده است هرودوت می باشد او می گوید کهپاسارگادی نام مهمترین طایفه و عشیره پارسیان بوده است و هخامنشیان از این طایفه برخواسته اند.

 

نخستین کسی که نام پایتخت کوروش را یاد کرده ، کتزیاس پزشک یونانی داریوش دوم و اردشیر دوم هخامنشی است که در ایران می زیست و لابد به این نام آشنایی کامل داشته است. وی نوشته است که کوروش در « نزدیک پاسارگاد» بر آخرین پادشاه ماد پیروزی یافت.

 

پس از او آریستبولوس، از یاران اسکندر مقدونی، می گوید که این سردار «گنج پاسرگاد» را تاراج کرد.استرابو جغرافیانویس و مورخ سده اول میلادی و همچنین نیکلائوس دمشقی و پلیانوس از پاسارگاد نام برده اند،پلینی می گوید:«رودخانه ای است به نام سیتپ.گانوس که اگر بر آن هفت روز کشتی برانند به شهر پاسارگاد می رسند.پلوتارخوس، کنتوس، کوریتوس و استفانوس بیزانسی که در سده یازده و دوازده میلادی می زیسته از پاسارگاد نام برده اند. چنانچه می بینیم یک دسته از روایات باستانی نام شهر را« پاسارگاد» دانسته و دسته دیگر آن را با «پارس ، پرس» ارتباط داده اند تا جائیکه به عنوان نمونه ویلیام اوزلی که در 1810 تا1812 به همراه نماینده بریتانیا در ایران بود در سفر نامه خود تخت جمشید و پاسارگاد را یکی می داند و می گوید کلمه «پرسه پلیس» را به نادرست یاد کرده اند و آن « پارسه گرد» بوده یعنی « نشیمنگاه پارسیان»

                                                             

بررسی نوشته های صاحب نظران بطور کلی می توان اینگونه نتیجه گرفت که:

 

- نام اصلی شهر پاسارگاد چیزی شبیه« پُسُر گَد» بوده و رابطه ای میان این نام و«پارس» نیست.

- نام پاسارگاد از اسم قبیله شاهی پارسیان یعنی قبیله «پاسارگاد» گرفته شده که « گران گرزان» (پُسُر یا پُزَر یا پُچُرُ به معنی گران و سنگین و گَرُ یا گدا به معنی گرز می باشد) معنی می داده است.

 

- و نیز نوشته اند که پاسارگاد در اصل پس از کادرش یعنی پشت کوه ارکادر بوده است.کوه ارکادر را داریوش کبیر ضمن نبشته های میخی خود در بیستون ( بند 11 از ستون اول ) ذکر کرده است.

دو چندان خواهد بودنزدیک به دویست سال از اثبات مشهد مادر سلیمان به عنوان آرامگاه کوروش و دشت مرغاب به عنوان پاسارگاد قدیم می گذرد و در این مدت نیز درباره صورت و معنی پاسارگاد سخنان بسیاری عنوان شده است. نخستین کسی که اظهار نظر کرده است هرودوت می باشد او می گوید کهپاسارگادی نام مهمترین طایفه و عشیره پارسیان بوده است و هخامنشیان از این طایفه برخواسته اند.

 

نخستین کسی که نام پایتخت کوروش را یاد کرده ، کتزیاس پزشک یونانی داریوش دوم و اردشیر دوم هخامنشی است که در ایران می زیست و لابد به این نام آشنایی کامل داشته است. وی نوشته است که کوروش در « نزدیک پاسارگاد» بر آخرین پادشاه ماد پیروزی یافت.

 

پس از او آریستبولوس، از یاران اسکندر مقدونی، می گوید که این سردار «گنج پاسرگاد» را تاراج کرد.استرابو جغرافیانویس و مورخ سده اول میلادی و همچنین نیکلائوس دمشقی و پلیانوس از پاسارگاد نام برده اند،پلینی می گوید:«رودخانه ای است به نام سیتپ.گانوس که اگر بر آن هفت روز کشتی برانند به شهر پاسارگاد می رسند.پلوتارخوس، کنتوس، کوریتوس و استفانوس بیزانسی که در سده یازده و دوازده میلادی می زیسته از پاسارگاد نام برده اند. چنانچه می بینیم یک دسته از روایات باستانی نام شهر را« پاسارگاد» دانسته و دسته دیگر آن را با «پارس ، پرس» ارتباط داده اند تا جائیکه به عنوان نمونه ویلیام اوزلی که در 1810 تا1812 به همراه نماینده بریتانیا در ایران بود در سفر نامه خود تخت جمشید و پاسارگاد را یکی می داند و می گوید کلمه «پرسه پلیس» را به نادرست یاد کرده اند و آن « پارسه گرد» بوده یعنی « نشیمنگاه پارسیان»

                                                                     

بررسی نوشته های صاحب نظران بطور کلی می توان اینگونه نتیجه گرفت که:

 

.

آرامگاه کوروش کبیر

بنای ساده که در ابتدای مجموعه این پاسارگا د واقع شده است از سنگ سفید وبه صورت یک اتاق مستطیل بدون پنجره همراه با یک سقف این شیروانی شکل که بر روی یک هرم چند پله ای استوار است شکل گرفته است و تنها یک در ورودی دارد . آرامگاه در عین سادگی نمایشگر قدرت و اقتدار بنیان گذار سلسله هخامنشی است

کاخ ورودی

به فاصله هزار متری شمال شرقی آرامگاه کوروش کبیر بقایای بنایی است که گمان می رود کاخ ورودی پاسارگاد باشد . تالار کاخ دارای هشت ستون سنگی بوده است که دارای بدنه صاف و صیقلی بوده اند تمامی کف کاخ با دو لایه سنگی سفید فرش شده است. کاخ ورودی به نام کاخ انسان بالدار نیز مشهور است .

کاخ پذیرایی

در نزدیکی کاخ ورودی کاخی با ستونهای بلند قرار داشته که مخصوص برگزاری مراسم پذیرایی از نمایندگان و بزرگان کشورهایی که به دیدن کوروش کبیر می آمدند ساخته شده است . تالار مرکزی هشت ستون داشته که امروزه فقط  یکی از آنها پس از گذشت بیست و پنج قرن به صورت شگفت انگیزی هنوز پا برجاست. چهار درگاه از ایوانها به داخل تالار مرکزی باز می شده اند که با نقوش برجسته ای مزین بوده اند .

کاخ اختصاصی کوروش کبیر

حدوداً در سیصد متری کاخ پذیرایی واقع شده است . نقشه این کاخ به صورت حرفH  بوده و تالار مرکزی آن با سی ستون مزین بوده است. ایوان شرقی تالار کتیبه ای به زبانهای ایلامی ، پارسی و بابلی باستان نقش شده که معنی آن چنین است :

« من کوروش هستم شاه هخامنشی »

ایوان غربی نیز دارای بیست و چهار ستون بوده است . دیواره های کاخ و ایوانها دارای نقوش برجسته و تزئینات فراوان بوده است که متاسفانه از بین رفته اند . گمان میرود که این کاخ، کاخ خصوصی کوروش کبیر بوده است.

ران گرزان» (پُسُر یا پُزَر یا پُچُرُ به معنی گران و سنگین و گَرُ یا گدا به معنی گرز می باشد) معنی می داده است.

- و نیز نوشته اند که پاسارگاد در اصل پس از کادرش یعنی پشت کوه ارکادر بوده است.کوه ارکادر را داریوش کبیر ضمن نبشته های میخی خود در بیستون ( بند 11 از ستون اول ) ذکر کرده است.

نزدیک به دویست سال از اثبات مشهد مادر سلیمان به عنوان آرامگاه کوروش و دشت مرغاب به عنوان پاسارگاد قدیم می گذرد و در این مدت نیز درباره صورت و معنی پاسارگاد سخنان بسیاری عنوان شده است. نخستین کسی که اظهار نظر کرده است هرودوت می باشد او می گوید کهپاسارگادی نام مهمترین طایفه و عشیره پارسیان بوده است و هخامنشیان از این طایفه برخواسته اند.

 

نخستین کسی که نام پایتخت کوروش را یاد کرده ، کتزیاس پزشک یونانی داریوش دوم و اردشیر دوم هخامنشی است که در ایران می زیست و لابد به این نام آشنایی کامل داشته است. وی نوشته است که کوروش در « نزدیک پاسارگاد» بر آخرین پادشاه ماد پیروزی یافت.

 

پس از او آریستبولوس، از یاران اسکندر مقدونی، می گوید که این سردار «گنج پاسرگاد» را تاراج کرد.استرابو جغرافیانویس و مورخ سده اول میلادی و همچنین نیکلائوس دمشقی و پلیانوس از پاسارگاد نام برده اند،پلینی می گوید:«رودخانه ای است به نام سیتپ.گانوس که اگر بر آن هفت روز کشتی برانند به شهر پاسارگاد می رسند.پلوتارخوس، کنتوس، کوریتوس و استفانوس بیزانسی که در سده یازده و دوازده میلادی می زیسته از پاسارگاد نام برده اند. چنانچه می بینیم یک دسته از روایات باستانی نام شهر را« پاسارگاد» دانسته و دسته دیگر آن را با «پارس ، پرس» ارتباط داده اند تا جائیکه به عنوان نمونه ویلیام اوزلی که در 1810 تا1812 به همراه نماینده بریتانیا در ایران بود در سفر نامه خود تخت جمشید و پاسارگاد را یکی می داند و می گوید کلمه «پرسه پلیس» را به نادرست یاد کرده اند و آن « پارسه گرد» بوده یعنی « نشیمنگاه پارسیان»

صفحه1



 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب